![]() |
![]() |
|
| هوا سرد است و برف آهسته بارد |
|
هر کجا هستم باشم آسمان مال من است. پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست و چرادر قفس هیچکسی کرکسی نیست گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید واژه ها را باید شست واژه باید خود باد واژه باید خود باران باشد چتر ها را باید بست زیر باران باید رفت فکر را ، خاطره را ، زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت دوست را زیر باران باید دید عشق را زیر باران باید جست … (( سهراب سپهری )) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 2:24 AM توسط افشین زهرابی زاینده رود |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چقدر دوست داشتم يک نفر از من مي پرسيد: چرا نگاه هايت انقدر
غمگين است؟ چرا لبخندهايت انقدر بي رنگ است؟! اما افسوس... هيچ کس نبود هميشه من بودم و من و تنهايي پر از خاطره... |
| پیوندهای روزانه |
|
افزایش ترافیک وبلاگ شما آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
سخن دوست |
| پیوندها |
|
استاد هارون شفیقی سایت رسمی احمد کایا دوست خوبم سروش روزگار غریب |
|
RSS
|